هفتم ذی الحجه الحرام;

سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت و تعزیت باد

به مناسبت فرارسیدن هفتم ذی الحجه الحرام، سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) مطالبی در خصوص آن امام بزرگوار و عالم و شکافنده علوم، خدمت دوستداران و محبّین اهل بیت علیهم السلام تقدیم می شود:

اشاره

خورشیدی که در سال 57 بعد از بعثت از خانه پر نور امام سجاد علیه السلام ، درخشیدن گرفته بود، اینک با گذر 57 سال درخشش و نورافشانی، به غروب می نشیند و حسرت و اندوه از دست رفتنش، دل های شیفته نور و روشنی را می گدازد. امام محمدباقر علیه السلام ، پنجمین خورشید نورافشانی بود که نوزده سال در آسمان درخشید و وجود عالم هستی و وجود انسان را به پرتوهای پر فیض و پربرکت خویش رویانید و پرورانید.

حضور پرخیر او، ستون استوار عالم هستی و مایه آرامش خلقت بود. نه فقط برای شیعیان و نه تنها برای امت اسلامی، که او برای همه جامعه انسانی و همه خلقت مبدأ خیر و رحمت و برکت و یاری بود. هر چند خفّاشان کوردل تاریکی پسند، حضور پر نورش را تاب نیاوردند و به ظلم خود، در هفتم ذی حجه 114، عالم هستی را در داغ حرمانش به سوگ نشاندند.

در سوگ شهادت امام

تحفه ناب خدا

در تلاطم اختلاف ها، تحریف ها، سردرگمی ها و دشمنی ها، کشتی امت اسلام چگونه راه می یافت، اگر تو ناخدایی اش نمی کردی؟ ای باقرالعلوم آل محمد! بوستان علوم آل محمد صلی الله علیه و آله چه خشکیده و بی بار می ماند، اگر تو، چشمه شکافنده علوم، زلال علم خود را در آن جاری نمی کردی. فرهنگ غنی شیعه چه دست خالی بود، اگر دردانه وجود تو را در خود نداشت. درود خدا بر تو که چنین تشنگان دانستن را سیراب کردی و شیفتگان نور را روشنی بخشیدی.

چه مهربان و کریم است خدایی که تو را برای هدایت خلق برگزید و وجود تو را به امت اسلامی هدیه داد و چه کرد دست ستم انسان با این هدیه الهی و با این تحفه ناب. لعنت خدا بر آنان که آفریدگان را از این رحمت الهی محروم کردند و سلام و درود جاودانه خدا بر تو که همان خورشید امید امت اسلامی.

مرهم دل ها

چه کوردل بودند آنها که اوج رحمت تو را ندیدند و نبودنت را پسندیدند. چه تاریک دل بودند آنها که نور وجود تو را خاموش کردند و تاریکی را برگزیدند. بریده باد دستی که زهر در جام وجود تو ریخت. سوخته باد دلی که دل های شیعیان تو را در سوگ تو سوخت. حرمان و اندوه ابدی بر آن که امت اسلامی را از وجود مبارک تو محروم کرد. ای پنجمین ستاره امید، ای ریسمان نجات بشر و ای کشتی هدایت! امت اسلام در حرمان آن همه مهربانی، دانایی و کرامت، تنها به تمسک به کلام تو، آثار تو و سیره تو بر دل خویش مرهم می نهد و به حضور فرزند غایب از نظرت دل را تسلا می دهد. سلام و درود ابدی خدا بر تو و بر فرزندت که چشمه رحمت خدا در میان خلق خدایید!

بوسه بر خاک بقیع

آسمان، آرزو می کند که فرود آید و بر خاک بلند بقیع بوسه زند. در نگاه آسمان، بقیعْ چه بلندمرتبه و والاست و در چشم خورشید، بقیع سرد و خاموشْ چه پر نور می درخشد. چه حسرتی می خورند ستاره های آسمان بر سنگ ریزه های بقیع که به پابوس بزرگواری چون تو سر می سایند. ای فرزند رسول خدا، ای سلاله علی مرتضی و ای وارث بانوی دو عالم فاطمه زهرا! بوی بهشت می دهد مزار خاموش و غریب تو و مشبّک هایش گویا حلقه های آستان خداست. سلام و درود خدا و فرشتگان او بر تو، بر اجداد طاهرینت و بر سلاله پاکت، ای پنجمین ستاره آسمان امامت!

عظمت مقام آن حضرت

سلاله پاکان

امام باقر علیه السلام که از سوی پدر، افتخار فرزندی رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا ـ که درود خدا بر آنان باد ـ را داشت، از سوی مادر نیز هاشمی، علوی و فاطمی بود. مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود. زنی که امام صادق علیه السلام درباره او فرمود: «جده ام، صدیقه ای بود که در اولاد امام حسن علیه السلام ، زنی به درجه و مرتبه او نرسید.» سلام و درود بر سلاله پاکان، شاخسار بابرکت عصمت، امام محمدباقر علیه السلام و بر پدران پاکش باد.

وارث عاشورا

در جریان حادثه عاشورا، در اوج بیداد دشمنان اسلام و اوج مظلومیت اهل بیت عصمت علیهم السلام ، امام محمد باقر علیه السلام کودکی چهار ساله بود که بار همه مصیبت های آن روز را با همه دردها و رنج های اسارت، بردبارانه در سینه کوچکش تاب آورد و مانْد تا روزی بار سنگین امامت امت اسلام را بر دوش کشد و درختی را که با خون پاک جد بزرگوارش آبیاری شده بود، به بار نشاند. ایشان خود درباره این حادثه می فرماید: «هنگامی که جدم حسین علیه السلام به شهادت رسید، من چهار ساله بودم و جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت، همه را به یاد دارم.» رحمت و برکات خداوند بر وارث عاشورا، فرزند حسین شهید، امام محمد بن علی بن حسین علیه السلام .

روایت جابر

صدای الهی رسول خدا صلی الله علیه و آله هنوز در گوش جابربن عبدالله انصاری می پیچید که به او فرموده بود: «ای جابر! تو پس از من چندان زنده می مانی که مردی از فرزندانم را که شبیه ترین مردم به من و نامش هم نام من است، زیارت کنی. او را که دیدی، سلام مرا به او برسان و به این سفارش من حتما عملکن».

دوران، دوران اختناق و ستم به علویان بود و دشمنی شدید امویان با اهل بیت علیهم السلام آنان را در میان بیشتر مردم ناآشنا و گم نام کرده بود. جابر همه جا به دنبال گم شده خویش می گشت تا آن گاه که موعد دیدار رسید و خورشید گم شده جابر، پیش چشمش درخشید و او با دلی مشتاق و چشمی پراشک، سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله را ابلاغ کرد. از آن پس، هر روز جابر به دیدار مولایش نور تازه ای می گرفت و به هر بهانه و در هر جمعی با مردم از کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت. شاید حکمت آن سلام پیامبر برای فرزندش، امام باقر علیه السلام از سوی جابر، حضور این شاهد گویا در آن دوران اختناق و شناساندن آن امام بزرگوار به همگان بود. سلام و درود خدا بر او و بر جد بزرگوارش باد!

چشمه بی پایان علم

رسول خدا صلی الله علیه و آله آن گاه که مژده دیدار فرزندش، محمد بن علی علیه السلام را به جابر می داد، آن امام را «باقرالعلوم» نامید و فرمود: «علم را می شکافد؛ شکافتنی.» به راستی، آن امام همام، دریایی بی کران از دانش های گوناگون بود. چشمه ای که بی پایان می جوشید و دل های عطش ناک دانستن را سیراب می کرد.

جابربن یزید جعفی، یکی از شاگردان آن حضرت که به گفته خودش هفتاد هزار حدیث از آن حضرت نقل کرده است، می گوید: آن حضرت را هجده سال خدمت کردم. هنگامی که خواستم از او جدا شوم، عرض کردم: از دانش سیرابم کن. فرمود: ای جابر! پس از هجده سال هنوز هم سیر نشده ای؟ عرض کردم: شما چشمه ای بی پایان هستید که آب گوارایش تمام شدنی نیست.

زلال گوارای دانایی

وجود پربار و جوشنده امام باقر علیه السلام نه فقط برای لب های تشنه دانشمندان تشیع، بلکه برای همه علمای امت اسلامی و حتی همه ادیان، زلال، گوارا و سیراب گر بود. پرتو گرم حضورش، دل های بسیاری را از فرقه ها و دین های گوناگون به سوی خود جذب می کرد و زبان تمجید بسیاری را به اعتراف به مقام والای خویش وامی داشت. ابن حجر هیثمی، از علمای تاریخ نگار اهل سنت در کتاب صواعق المحرقه در تمجید مقام آن حضرت می نویسد: «او شکافنده علم و گردآورنده آن بود. عملش او را می شناسانید و بلندش می داشت. دلی پاک و علم و عملی پاکیزه داشت. خلقی والا داشت و وقتش در بندگی خدا می گذشت و به درجات بالایی از مقامات عارفان دست یافته بود که کسی توان وصف آن را ندارد».

مرجعیت عام امام

با وجود همه دشمنی های کوردلان و شیطان صفتان آن روزگار، خورشید درخشان و پرتوافشان حضور امام محمدباقر علیه السلام چنان نورافشان و روشنی بخش بود که کسی توان انکار این پرتوافشانی را نداشت. ذهبی، عالم بزرگ اهل سنت درباره آن حضرت می نویسد: «از کسانی بود که بین علم و عمل و آقایی و شرافت و وثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت.» همچنین استاد ابوزهره، عالم بزرگ سنّی مذهب درباره مرجعیت عام امام می نویسد: «امام باقر علیه السلام وارث امام سجاد علیه السلام در امامت و هدایت مردم بود. از این رو، علمای تمام سرزمین های اسلام از هر سو به محضر او می شتافتند و کسی از مدینه دیدن نمی کرد جز اینکه به خدمت او شرف یاب می شد و از علوم بی پایانش بهره ها می گرفت».

فعالیت های امام باقر علیه السلام

خورشیدی در میان تاریکی

با نزدیک شدن به سال های پایانی قرن اول هجری قمری، همراه با آغاز کشورگشایی ها، بی خبری مردم از اسلام ناب به اوج خود می رسید. امور نظامی و مسائل مالی، مردم را از فعالیت های علمی، فرهنگی و تربیت دینی غافل کرده بود. به گفته برخی از منابع تاریخی، بسیاری از مردم حتی کیفیت اقامه نماز و به جا آوردن حج را نمی دانستند و تا این حد از مسائل دینی ناآگاه بودند. درست در همین زمان و با استفاده از ضعف دستگاه خلافت، امام محمدباقر علیه السلام چون خورشیدی، پرده های تاریک جهل مردمان را شکافت و در حالی که خلفای بنی امیه روز به روز ناتوان تر می شدند، آن امام همام پایه های مکتبی علمی و فرهنگی را بنیان نهاد که پس از آن حضرت، به یاری فرزند بزرگوارش، امام جعفر صادق علیه السلام به تأسیس دانشگاهی پربار و تربیت دانشمندانی بزرگ انجامید.

مبارزات فرهنگی و سیاسی

تلاش های علمی باقرالعلوم علیه السلام در سال های پایانی قرن اول هجری قمری، تجدید حیاتی برای جهان اسلام بود. شرایط سیاسی جامعه آن روز، فرصتی برای نشر علوم اهل بیت علیهم السلام به آن حضرت می داد. بخش بزرگی از روایاتی که اینک در دست ماست، از آن حضرت نقل شده است تا آنجا که در تاریخ می خوانیم: «از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام آنچه در زمینه تفسیر، کلام، فتوا و احکام حلال و حرام از آن حضرت نقل شده از کس دیگری صادر نشده است.» این مجموعه جامع و کامل علوم اسلامی، پایه های استواری بود که بنای محکم و فراگیر مکتب غنی شیعه بر آن بنا شد. سلام و صلوات خدا بر او که چراغ هدایت همه انسان ها بود.

بنیان گذار مکتب فقه شیعه

جلوگیری از تدوین حدیث پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله تا اواخر قرن اول هجری، سبب انزوای شدید فقه و غفلت مردم از احکام دینی شده بود. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز، خلیفه هم عصر امام محمدباقر علیه السلام به نوشتن احادیث دستور داد و به دنبال آن، احادیث فراموش شده از حدود صد سال پیش به دست بسیاری از راویان نوشته شد، اختلاف های فقهی، جامعه را به تلاطم و سرگردانی واداشت و آنک، زمان آن بود که امام باقر علیه السلام ، ناخدای کشتی امت اسلامی، با هدایت الهی اش راه بنمایاند. آن امام همام که نماینده مکتب اهل بیت علیهم السلام و از نخستین بنیان گذاران فقه شیعی بود، با بیان صحیح روایات پدرانش، مکتب فقهی شیعه را بنا نهاد؛ مکتب پرباری که مجموعه ای کامل و جامع از دستورالعمل های دین مبین اسلام و راهنمایی برای زندگی بشر است.

مبارزه با غلو

شیوه تفکر مردم درباره مقام والای امامت در پایان قرن اول هجری، به شدت دچار اختلاف شده بود. از سویی، گروهی، خلافت را از آن بنی امیه می دانستند و به مقام عصمت توجه نداشتند و از سوی دیگر، گروهی برای رسیدن به منافع خود، به غلو درباره مقام امام می پرداختند. آنها با توسل به معرفت امام، خود را از عمل به وظایف اسلامی معاف می دانستند و شناخت امام را برای رسیدن به رستگاری کافی برمی شمردند. امام محمد باقر علیه السلام با تأکید بر مقام عصمت امامان، بر لزوم تکیه بر عمل صالح نیز توصیه می کرد و می فرمود: «شیعیان ما کسانی اند که از ما، آثار ما و اعمال ما پیروی کنند.» این توصیه امام باقر علیه السلام به عمل گرایی شیعیان، در کنار ایمان قوی، ایستادگی و مبارزه امام در برابر تمام فرقه هایی بود که به عمل اعتنایی نداشتند و فقط شناخت امام را راهی برای توجیه سستی ها و غفلت های خویش قرار داده بودند.

تدوین فرهنگ شیعه

دوران امامت پنجمین امام شیعیان، امام محمدباقر علیه السلام ، زمان اوج مظلومیت شیعه بود، به گونه ای که خود آن حضرت در تحلیل اوضاع روز می فرماید: «عرصه بر پیروان ما چنان تنگ شد و کار به جایی رسید که اگر کسی را با صفت زندیق یا کافر می خواندند، برایش بهتر بود از آنکه او را شیعه امیرمؤمنان علی علیه السلام بخوانند».

در چنین شرایطی، امام محمدباقر علیه السلام سنگر مبارزه اصلی خویش را در بیان معارف اصیل دینی و تدوین فرهنگ مذهبی غنی شیعی قرار داد. هر چند در کنار آن، گاه به صراحت و زمانی به کنایه به دستگاه ستم حمله می کرد و مردم را از آنان بازمی داشت.

تجدید حیات اسلام

در دورانی که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام امت اسلامی در حادثه جان سوز عاشورا به شهادت می رسد، خاندان او به عنوان خارجی و غیر مسلمان به اسارت برده می شوند و فرزند او سال های امامت خود را در زندان خلفا می گذراند، روشن است که در میان مردم هیچ درکی از مقام امامت و عصمت وجود ندارد. در اوج جهالت، امت اسلامی به شدت نیازمند تجدید حیات فکری بود و این بار سترگ را پس از امام سجاد علیه السلام سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله ، پنجمین امام آل محمد، امام باقر علیه السلام بر عهده گرفت. ایشان یکسره بر لزوم رجوع به اهل بیت علیه السلام و بر عصمت ائمه اطهار تأکید می ورزد و به تکرار یادآور می شود که تنها راه سعادت و بهروزی، پیروی از ایشان است.

سخنان آن حضرت به صراحت بیان گر این نکته بود که دریافت معارف اصیل دینی، جز از راه پیشوایان معصوم ممکن نیست. ایشان می فرماید: «فرزندان رسول خدا، درهای علوم الهی در راه رسیدن به رضای او و دعوت کنندگان به بهشت و سوق دهندگان مردم به آنجا هستند.» نیز در جایی فرموده است: «مردم! کجا می روید؟ به کجا برده می شوید؟ شما در آغاز به وسیله ما اهل بیت هدایت شدید و سرانجام کار شما نیز با ما پایان می پذیرد».

سیره امام باقر علیه السلام

نفوذ در دل ها

امام محمدباقر علیه السلام با آن عظمت علمی و قدرت و جنبه الهی که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده بود، متواضع ترین مردم بود. کسی که عظمت وجودی و بلندای مقامش، خلفای ستم گر عباسی را نیز به تحسین وامی داشت، در زندگی عادی خود بیش از همه فروتن و با خلق بیش از همه مهربان و صمیمی بود. او در کارهای سنگین به غلامان خود کمک می کرد. در کشتزار خود به تلاش می پرداخت و درآمدش را به نیازمندان می بخشید و برای رفع مشکلات شیعیان صرف می کرد. مهربانی، فروتنی و خلق نیکوی امام، مایه جذب شیعیان و شیفتگی بیش از پیش دوستان آن حضرت و نفوذ اسلام در درون دل ها بود، تا آنجا که دشمنی و فریب کاری های دشمنان نیز نمی توانست ذره ای از نفوذ آن حضرت در دل ها بکاهد. زهی سعادت آنان که او را برای هدایت خود برگزیدند و قدم در راه پیروی او نهادند!

خورشید پرتوافشان

پنجمین خورشید آسمان امامت، امام محمد باقر علیه السلام به دستور هشام، خلیفه وقت، دستگیر و به زندان برده شد. خورشید وجود آن حضرت نه با توبیخ ها و سرزنش های جاهلانه هشام به سردی می نشست و نه در پس دیوارها و حصارهای زندان او، از پرتوافشانی بازمی ماند. نور وجود ایشان، دل های زندان بانان و زندانیان همراه حضرت را به گرمی و روشنی خویش نوازش می داد، به گونه ای که همه اطرافیان وی را در زندان شیفته آن بزرگوار کرد. خبر به هشام رسید و چاره ای جز اظهار ناتوانی برای او باقی نگذاشت. پس دستور داد حضرت را با احترام به مدینه بازگردانند. سلام و درود خدا بر خورشید نورافشان خاندان عصمت و طهارت، امام محمدباقر علیه السلام !

کلام امام باقر علیه السلام

راهنمای حقیقت

در این دنیای فریبنده و با این چشم و دل خواب آلود آدمی، مگر نور کلام تو راه را بنمایاند و طنین کلامت خواب ها را پاره کند. چه زیبا و روشن حقیقت را آن گونه که هست، می نمایانی ای باقرالعلوم آل محمد. جابر جعفی نیز چه عطش ناک، کلام تو را می نوشد، وقتی لب به سخن می گشایی و می فرمایی: «ای جابر! آخرت، خانه ماندن است و دنیا، خانه فنا. اهل دنیا صاحبان غفلتند و مؤمنان، صاحبان دانش و اهل ذکر و عبرت. مؤمنان آنچه به گوششان می شنوند، آنها را از یاد خدا بازندارد و آنچه با چشمشان می بینند از زینت دنیا، آنها را از یاد خدا غافل نگرداند. پس آنها در آخرت به ثواب و در دنیا به دانش بهره مندند».

سرزنش غلوکنندگان

پنجمین نور هدایت، امام محمدباقر علیه السلام ، غلوکنندگانی را که معرفت و دوست دار امام بودن را به تنهایی مایه نجات می دانستند، به شدت از خود می رانْد و می فرمود: «از خدا بترسید و به دستور او عمل کنید تا ثواب های الهی را بیابید. به درستی که میان خدا و کسی از آفریدگان، خویشی نیست و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که پرهیزکاری از حرام الهی بیشتر کند و علم به طاعت الهی بسیار نماید».

در سایه سار کلام نور

ای جابر! تو را به پنج کار وصیت می کنم: اگر با تو ستم کردند، تو ستم مکن؛ اگر با تو خیانت کردند، تو خیانت مکن؛ اگر تو را تکذیب کردند، خشمگین مشو؛ اگر تو را ستایش کردند، شاد و خرم مشو و اگر تو را نکوهش کردند، آشفته گوی و دل خور مگرد.

ای جابر! آسایش تن را در راحتی قلب بطلب و راحتی قلب را در کمی خطا بخواه.

توشه خود را در این دنیا با کوتاه ساختن رشته آرزوها برگیر.

به بسیار شمردن روزی اندک و اندک شمردن طاعت بسیار، سپاس خدای بگزار.

مال دنیا را همچون مالی دان که در خواب به دست آورده ای که چون بیدار شوی، چیزی از او با تو نباشد.

 

تهیه کننده:

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *