شهید گمنام
معرفی کتاب

شهید گمنام

بریده ای از روایت هشتم این کتاب را می خوانیم: هنوز یک سال از تولدش نگذشته بود که مریض شد. خیلی حالش بد بود. چه کسی باور میکرد بچه مُرده زنده شده باشد. مادر بچه را به زیر سینه گرفت. هر هفته سه شنبه ها پیاده به سمت جمکران میرفت. در ایام تبلیغ به سمت یاسوج میرفت و فعالیت میکرد. جمعی از طلبه ها را با خود همراه کرده بود. عمامه اش را در دست گرفت و جلو رفت؛ بزنید! با سرکرده اشرار صحبت کرد.

حقیقت سمیر
معرفی کتاب

حقیقت سمیر

او برای این کار به سراغ زندگی «سمیر قنطار» یکی از مبارزان لبنانی رفته است که به خاطر حضور طولانی مدتش در زندان های رژیم صهیونیستی به «سردار اسرا» شهرت یافت و یکی از افرادی بوده که به واسطه حضور طولانی مدتش در زندان، با بسیاری از چهره های شاخص مبارز فلسطینی ارتباط داشته است و خاطرات ناگفته بسیاری از آن ها در سینه داشته است. سیمر قنطار در ۲۲ آوریل ۱۹۷۹ در حالی که تنها ۱۷ سال داشت به همراه سه تن از اعضای گروه فلسطینی «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» به شمال اراضی اشغالی نفوذ کردند و یکی از دانشمندان اتمی اسرائیل را می کشند.