صفحه اصلي > ويژه نامه ها > ولادت حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه 
 


  چاپ        ارسال به دوست

مسئله جانشینی پیامبر (امامت) و پیشینه فرقه گرایی

یکی از بهترین راههای تأمل دربارۀ پیشینۀ فرقه گرایی در جهان اسلام، رجوع به کتب و منابع اصلی و اولیه ای است که در طول تاریخ کلام توسط دانشمندان فرق مختلف نگاشته شده است. یکی از مسائل مهم در تاریخ اسلام که نقش بسیار زیادی در فرقه گرایی در میان مسلمین داشته، مسئلۀ امامت و پیشوایی بعد از رسول اکرم(ص)می باشد. این مسئله و گسترش آن باعث اختلافات فکرى در میان مسلمین شده و به مرور زمان این اختلافات تحت تأثیر عوامل مختلف فکرى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى سرعت گرفت. از این رو، نیاز به تدوین علمى براى بیان عقاید گروه هاى مختلف در این باب، بیش از پیش احساس گردید. یک از کتب مهم مهم نگارش یافته در این زمینه در قرن سوم کتاب "أصول النحل" است که قسمت باقى ماندۀ آن با عنوان "مسائل الإمامة" به همراه گزیده هایى از کتاب دیگرى با نام "الکتاب الأوسط فی المقالات" منتسب به ناشی اکبر یکی از متکلمین معتزله، می باشد که به وسیله جوزف فان اس آلمانى تصحیح و منتشر شده است. در اینجا ترجمۀ قسمت نخستین این کتاب که در آن به علل اختلافات و دسته بندهای گروه ها در قبال این مسئله از وفات حضرت رسول تا دوره ~خلافت على علیه السلام~ پرداخته، گزینش و ارائه می شود.

 

1. اختلاف پس از وفات پیامبر (ص)

«در زمان رسول خدا (ص) مسلمانان با یکدیگر انس و محبت داشتند، اجتماعى مى زیستند و اهل عبادت بودند، و چنان که خداوند در قرآن توصیفشان فرموده است: «بر کافران سخت گیر و با یکدیگر مهربان» (فتح، 29) بودند. هنگامى که رسول خدا (ص) رحلت فرمود، مردم با هم درگیر شدند، اتحادشان از بین رفت و دوستى از میان آنان رخت بربست، جامعه به هرج و مرج کشیده شد و مشرکان به ایجاد انحراف در میان مسلمانان امیدوار شدند و سرانجام مردم پس از وفات آن حضرت به چهار گروه تقسیم شدند:

 

1. 1- دسته اول: اجتماع انصار در سقیفه بنى ساعده

دسته اول، گروهى از انصار بودند که در سقیفه بنى ساعده اجتماع کرده، خواستار شرکت در امر رهبرى جامعه گردیدند. از این رو، به مهاجرین گفتند: «امیرى از میان ما و امیرى از میان شما برگزیده شود.» اما گروهى از مهاجرین که در اجتماع سقیفه حضور داشتند پاسخ دادند: «خیر! حکومت از آن ماست و وزارت از آن شما.»

 

1.2- دسته دوم: علی و یارانش

دسته دوم، به همراه على بن ابى طالب (ع) خود را کنار کشیده، در منزل فاطمه (س) اجتماع کرده، اظهار داشتند که: «با هیچ کسى جز على (ع) بیعت نخواهند کرد.» عباس بن عبدالمطلب زبیر بن عوام ابوسفیان بن حرب سلمان فارسی و گروهى از بنى هاشم از جمله آنان بودند. نقل شده که چون مردم با ابوبکر بیعت کردند، زبیر شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید و گفت: «با کسى جز على بیعت نمى کنم.» در این هنگام عمر فرمان داد که شمشیرش را بشکنند. همچنین روایت کرده اند که ابوسفیان از على (ع) پرسید: «چرا مردم براى انتخاب جانشین پیامبر(ص) سراغ فرومایه ترین و بى ارزش ترین قبیله قریش رفتند؟ اگر بخواهى من برایت سپاهى چشم گیر از سواره نظام و پیاده نظام فراهم مى سازم!»سلمان فارسى نیز هنگامى که مردم با ابوبکر بیعت کردند به زبان فارسى به آنان گفت: «کردید نکردید»، یعنى براى پیامبر (ص) خلیفه برگزیدید ولى این کار را به درستى انجام ندادید.

اسماعیل بن علیه به نقل از جریرى(ابومسعود سعید بن ایاس جریرى) روایت کرده که ابونضره (ابونضره یا ابن نضره، منذر بن مالک عبدى) چنین گفت که على(ع) و زبیر از بیعت با ابوبکر سر باز زدند، ابوبکر به دیدار على(ع) رفت و معترضانه گفت: «از بیعت با من شانه خالى کردى در حالى که من پیش از تو اسلام آورده بودم!» او در دیدار با زبیر نیز همین سخنان را اظهار نمود.

همچنین روایت کرده اند که على(ع) با ابوبکر بیعت نکرد مگر بعد از شش ماه. این خبر را نیز گروهى از اصحاب ~لیث بن سعد از وى به نقل از عقیل از ابن شهاب، از عروه براى ما نقل کرده اند که عایشه گفته است: «فاطمه(س) در پیامى که براى ابوبکر فرستاد، ارث پدرش رسول خدا(ص) را از وى مطالبه نمود، اموالى که خداوند از غنایم مدینه و فدک در اختیار پیامبرش نهاده بود و نیز باقیمانده خمس غنائم ~جنگ خیبر~ یا غزوه حنین. ابوبکر در پاسخ گفت: پیامبر خدا(ص) فرموده است: «ما (پیامبران) از خود ارث به جاى نمى گذاریم و هر آنچه پس از ما باقى مى ماند صدقه است.» خاندان محمد(ص) نیز از همین اموال تغذیه مى کنند و سوگند به خدا من چیزى از صدقه رسول خدا (ص) را تغییر نمى دهم و براساس آنچه آن حضرت در مورد آن اموال عمل فرموده رفتار مى کنم. بدین ترتیب ابوبکر هیچ چیزى از آن اموال را به فاطمه(س) برنگرداند. ازاین رو فاطمه(س) در برابر وى موضع گرفت، با او قهر کرد و سخن نگفت و تنها شش ماه پس از پیامبر خدا(ص) زندگى کرد. هنگامى که فاطمه ازدنیا رفت، همسرش على ــ که رضوان الاهى برآن دوباد ــ شبانه بر وى نمازگزارد و او را دفن کرد و ابوبکر را مطلع نساخت.

تا فاطمه(س) زنده بود گروهى از بزرگان با على(ع) همراه بودند. اما پس از وفات آن حضرت، على(ع) از آنان روى برتابید و با اینکه در این مدت خود با ابوبکر بیعت نکرده بود از آنان خواست تا به سازش و بیعت با وى برخیزند. از این رو، براى ابوبکر چنین پیام فرستاد: «به نزد ما بیا ولى شخص دیگرى را همراه خود نیاور!» زیرا على(ع) حضور ~عمر بن خطاب=عمر ابن خطاب=10922~ را خوش نمى داشت. هنگامى که این پیام به ابوبکر رسید عمر به وى رو کرده و گفت: «تو را به خدا سوگند مى دهم که تنها نزد آنان نروى.» ابوبکر پرسید: «مگر چه کارى ممکن است انجام دهند؟ سوگند به خدا خود به نزد آنان خواهم شتافت.» از این رو به تنهایى نزد آنان رفت. در این هنگام على (ع) شهادتین بر زبان آورد و اظهار داشت: «اى ابوبکر! ما از برترى تو و آنچه خدا به تو عنایت فرموده آگاهیم و نسبت به هیچ فضیلتى که خدا به تو ارزانى داشته حسد نورزیده ایم، ولى تو در امر خلافت، نسبت به ما خودرأیى کردى در حالى که ما به خاطر خویشاوندى با رسول خدا(ص) خلافت را از آن خود مى دانستیم.» على(ع) همچنان با ابوبکر سخن مى گفت تا اینکه اشک از چشمان ابوبکر سرازیر شد. هنگامى که ابوبکر در مقام پاسخ برآمد گفت: «سوگند به خدایى که جان من به دست اوست، پیوند خویشاوندى پیامبر خدا(ص) در نزد من محبوب تر از آن است که به امور خویشاوندى خود رسیدگى کنم، ولى نسبت به اختلافى که میان من و شما در این اموال روى داد، من از حق تجاوز نکردم و درباره آن اموال هر کارى را که پیامبرخدا(ص) انجام داده بود من هم انجام دادم.» در این هنگام على(ع) اظهار داشت که وعده من و تو براى بیعت همین امشب باشد. آنگاه چون ابوبکر نماز ظهر را به جاى آورد، بر منبر رفت و شهادتین بر زبان جارى ساخت و درباره على(ع) سخن گفت و خوددارى وى از بیعت و عذرى را که در این باره آورده بود یادآور شد، سپس براى او طلب آمرزش کرد. آنگاه على(ع) شهادتین گفت و حق ابوبکر را بزرگ شمرد و یادآور شد که درباره خوددارى از بیعت آنچه کرده، به خاطر حسادتورزى بر ابوبکر یا انکار فضائلى که خدا به وى عطا کرده، نبوده است. سپس اظهار داشت: «ولى ما در امر خلافت براى خود سهمى قائل بودیم که نسبت به این سهم بر ضد ما حکمى کردند، در حالى که ما خود را شایسته مى دانستیم.» مسلمانان با شنیدن این سخنان شادمان شده و گفته او را تصدیق کردند و هنگامى که على(ع) به مسئله مورد اتفاق مردم یعنى بیعت با ابوبکر تن مى داد، مسلمانان در کنار او بودند.

 

1.3- دسته سوم: بیعت کنندگان با ابوبکر

دسته سوم، گروهى از مسلمانان بودند که با ابوبکر بیعت کرده و او را براى رهبرى امت سزاوارتر و براى تصدى امر خلافت شایسته تر مى دانستند. آنان در سقیفه بنى ساعده با وى پیمان امامت بستند. عمر، که نخستین بیعت کننده با ابوبکر بود، ابوعبیده جراح و برخى دیگر از مهاجران و انصار از این دسته اند. از ابومعشر(ابومعشر نجیح سندى مدنى (م. 170)). به نقل از محمد بن قیس حکایت شده است که: هنوز مسلمانان در حال دفن پیامبر خدا(ص) بودند که ناگهان دو نفر از انصار از تیره «بنى عمرو بن عوف» از راه رسیده، به ابوبکر گفتند: «فتنه اى آغاز شده مگر آنکه خدا جلوى آن را بگیرد. اینک گروهى از انصار بر گرد ~سعد بن عباده جمع شده و مى خواهند با وى بیعت کنند.» راوى مى گوید: ابوبکر دست عمر را گرفته، او را بیرون آورد، در راه به ابوعبیده برخوردند، از وى خواستند تا با آنان همراه شود. او نیز همراه آنان شد تا به سعد بن عباده رسیدند، ابوبکر رو به وى کرده و گفت: «اى ابوثابت، نظر تو در این باره چیست؟» او پاسخ داد: «من هم یکى از شما مسلمانان هستم.»

در این هنگام حباب بن منذر بن جموح انصارى اظهار داشت: «یک نفر از میان مهاجران و یکى از میان انصار رهبرى جامعه را برعهده بگیرند، چه اینکه انصارى، کارى را که مهاجرى در حق او انجام دهد نمى پذیرد و مهاجرى، کارى را که انصارى در حق او انجام دهد قبول نمى کند. من شاخه کوچکى از انصار هستم که حمایت مى شوم. من تنه کوچکى از درختى طوفان دیده و استوارم. سوگند به خدا! ما جنگ را بارها در جوانى تجربه کرده ایم. کیست که با من به مبارزه برخیزد؟» ابوعبیده پاسخ داد: «من براى جنگ با تو حاضرم!» عمر خواست تا چیزى بگوید که ابوبکر بر سینه او کوبید و به او گفت: «مهلت بده تا من سخن بگویم، پس از آن هرچه خواستى بگو.» عمر با خود گفت: «من امروز دو مرتبه است که تو را غضبناک مى کنم.»

آنگاه ابوبکر خدا را سپاس گفت و مدح و ثناى او را به جاى آورد و اضافه کرد: «اما بعد، ما خاندان رسول خدا(ص) هستیم، خاندانى که او از میان آنان برخاست و از تبار اوییم که از آن برثمر نشست، و همچنان که سنگ آسیا برگرد محورش مى چرخد، امت عرب بر محور ما مى گردند، ما گروه مهاجران پیشگامان مردم در گرایش به اسلام و مقبول ترین آنان از نظر منشأ، و زیباترین آنها از حیث چهره و شریف ترین عرب ها از جهت نسب و در خویشاوندى با پیامبر خدا(ص) نزدیک ترین مردم به او هستیم. مردم نیز جز براى این تیره از قریش گردن نمى نهند، و این مسئله ] خلافت[ به گونه اى است که اگر اوسیان بدان دست یازند خزرجیان از آن دست نمى کشند و اگر خزرجیان به آن برسند اوسیان از پاى نمى نشینند، با توجه به اینکه پیش تر میان این دو گروه کشتارى فراموش ناشدنى و زخم هایى التیام ناپذیر وجود داشته است. اما شما گروه انصار، برادران اسلامى و شریکان دینى ما هستید. شما مهاجران را یارى کردید و با آنان همدردى نموده آنها را پناه دادید. خداوند به شما پاداش نیکو دهد. ما امیر هستیم و شما وزیر، و شما مى کوشید که برادران مهاجر خویش را از خیرى که خداوند روزى آنان قرار داده محروم نسازید.» در این هنگام حباب بن منذر گفت: «سوگند به خدا! که ما نه به تو رشک مى بریم و نه به اصحاب تو حسد مى ورزیم، اما از آن بیم داریم که امر خلافت در اختیار کسانى قرار گیرد که ما پیش تر با آنان جنگیده ایم یا با شمشیرهایمان آنان را کشته ایم.»

آنگاه ابوبکر ادامه داد: «اگر شما پیرو فرمان من هستید، بیایید و با یکى از این دو نفر ابوعبیده یا عمر بیعت کنید.» و چون ابوعبیده در سمت راست کنار ابوبکر ایستاده بود، از نام وى آغاز کرد. عمر اظهار داشت: «اى ابوبکر! تا زنده هستى ما تو را از جایگاهى که پیامبر خدا(ص) تو را در آن قرار داده کنار نخواهیم زد.» در این هنگام عمر با ابوبکر بیعت کرد و اسید بن حضیر (حصین) بن سماک انصارى و دیگر مسلمانان نیز با وى بیعت کردند و همچنان براى بیعت بر گرد او ازدحام مى کردند و در این میان سعد بن عباده را لگدمال کردند. گروهى گفتند: «مردى را کشتید!» عمر گفت: «بکشید او را، خدا او را بکشد. چرا که او عامل فتنه است.» سپس مردم از سقیفه به مسجد باز گشتند در حالى که با ابوبکر بیعت کرده بودند.

در این هنگام على(ع) که تکبیر مردم را از مسجد شنید، پرسید: چه خبر است؟ عباس بن عبدالمطلب (رض) گفت: «این همان چیزى است که تو را بدان فراخواندم ولى تو نپذیرفتى.» على(ع) پرسید چه چیزى، عباس پاسخ داد: «مردم با ابوبکر بیعت کردند!» على(ع) پرسید: «مگر چنین چیزى ممکن است»، عباس در پاسخ گفت: «آرى به خدا سوگند!» در این هنگام على(ع) نزد ابوبکر شتافته، اظهار داشت: «کارى که مربوط به ما بود به ناحق از ما گرفتى و در این باره با ما مشورت نکردى و براى ما هیچ حقى قائل نشدى!» ابوبکر پاسخ داد: «به خدا سوگند مسئولیت بزرگى بر گردنم نهاده شده و دوست مى داشتم که این کار را به گردن کسى بیفکنم که آن را برعهده مى گرفت ولى نگران بودم فتنه به پا شود.» در این هنگام على(ع) و عباس و دیگر مردم با وى بیعت کردند.

 

1. 4- دستۀ چهارم: سر باز زدن اعراب از دادن زکات به کارگزاران ابوبکر

[دستۀ چهارم، گروهی از بودند که] هنگامى که مردم مدینه با ابوبکر بیعت کردند و خبر رحلت پیامبر(ص) به عرب ها رسید، بیشتر آنان مرتد شده، از اسلام بازگشتند. ولى برخلاف این قول گروهى معتقدند که آنان مرتد نشدند، بلکه از پرداخت زکات اموال خود به کارگزاران حکومت ابوبکر سر باز زده، اظهار داشتند که «ما خود سزاوارتریم که زکات اموال خویش را در میان تهى دستان و نیازمندان خود تقسیم کنیم». آنان چنین مى پنداشتند که پرداخت زکات به کارگزاران زکات در زمان پیامبر(ص) از ویژگى هاى آن حضرت بوده است، ازاین رو هنگامى که خداى عزوجل پیامبرش را قبض روح کرد، مردم زکات اموال خویش را به اختیار خود در میان تهى دستان خویش تقسیم مى کردند. حطیئه عبسى شاعر در این باره مى گوید:

تا هنگامى که رسول خدا در میانمان بود از او اطاعت کردیم،

اما بندگان خدا! در مورد ابوبکر چنین نیست،

هرگاه ابوبکرى بمیرد ابوبکر دیگرى به جاى او برمى خیزد،

و سوگند به خدا، این اطاعت کمرشکن است.

در این هنگام ابوبکر گفت: «اگر مردم آنچه را که به پیامبر خدا(ص) مى دادند، از من دریغ کنند هر چند افسار شترى باشد، با آنان مى جنگم. ازاین رو ~خالد بن ولید مخزومى=خالد ابن ولید=10774~ را به سوى آنان گسیل داشت. خالد با آنان جنگید تا سرانجام اعتراف کرده، به بیعت با ابوبکر گردن نهادند و زکات اموال خویش را به کارگزاران وى پرداختند. بدین صورت نخستین اختلاف در تاریخ اسلام پدید آمد: انصار که در سقیفه جمع شدند، مهاجران که با ابوبکر بیعت کردند، بنى هاشم که با على(ع) در منزل فاطمه اجتماع کردند و عرب ها که از پرداخت زکات به کارگزاران ابوبکر سرپیچیدند.

 

منـابـع

 

1. فرقه های اسلامی و مسئلۀ امامت؛ نویسنده: عبدالله بن محمد ناشی اکبر مترجم: علیرضا ایمانی ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،1386

2. مادلونگ، ویلفرد، مکتب ها و فرقه هاى اسلامى در سده هاى میانه، ترجمه جواد قاسمى، آستان قدس، مشهد، 1375 ش.

3- www. religens. com


٠٩:١٨ - يکشنبه ٦ دی ١٣٩٤    /    عدد : ٤٧٤٧٤١    /    تعداد نمایش : ٤٩٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





  • تقاص میگیریم
    کاربران شبکه‌های اجتماعی با الهام از سخنان رهبر انقلاب، هشتگی را با عنوان #تقاص_می‌گیریم در فضای مجازی به راه انداختند.

  • امکان ثبت نام ازدواج دانشجویی برای جاماندگان
    امکان ثبت نام ازدواج دانشجویی برای جاماندگان،موفقیت 96 درصد ازدواج‌های دانشجویی

  • برنامه خودسازی روزانه یک شهید ارتشی +دست نوشته
    برنامه ای به شرح زیر را به خداوندی خدا قسم می خورم و اگر عمداً آن را نقص کردم با مجازات نقص قسم را بکشم و از خداوند تحکیم ایمان و عمل صالح را مسئلت دارم. انشاالله

  • اعزام دانشجویان پسر به عتبات از ۲۱ شهریور آغاز می‌شود/ تشرف ۱۲۲ کاروان دانشجویی تا امروز
    رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان در خصوص زمان اعزام دانشجویان پسر به عتبات گفت: اعزام دانشجویان پسر به عتبات عالیات در هفدهمین دوره از روز سه شنبه ۲۱ مرداد ماه با اعزام دو کاروان از استان های تهران و مرکزی آغاز خواهد شد.

  • دست‌نوشته ها و برنامه های روزانه شهید دهه هفتادی مدافع حرم+عکس
    تصاویر ار دست‌نوشته ها و برنامه های روزانه شهید دانشگر است که عدم دروغ، غیبت، سوء ظن، نگاه به نامحرم، حفظ بیت المال، خواندن نماز شب، ورزش،خواندن کتاب و برنامه کاری و منظم از جمله برنامه های روزانه بارز وی است.

هر هفته یک کتاب

هر هفته یک کتاب

آزادی قدس و تلاوت در مسجد‌الاقصی آرزوی قاری بزرگ قرآن

آزادی قدس و تلاوت در مسجد‌الاقصی آرزوی قاری بزرگ قرآن

مشکل سکولاریسم با نبوت است/ خداوند در حاشیه زندگی ما قرار دارد

مشکل سکولاریسم با نبوت است/ خداوند در حاشیه زندگی ما قرار دارد

حجت‌الاسلام کلانتری:معرفی اندیشه‌های امام (ره) به جوانان از واجبات است

حجت‌الاسلام کلانتری:معرفی اندیشه‌های امام (ره) به جوانان از واجبات است

ویژگی‌های مبارزه امام حسن(ع) به روایت رهبر انقلاب

ویژگی‌های مبارزه امام حسن(ع) به روایت رهبر انقلاب

آیت‌الله قرهی مطرح کردمرز بین حقّ و باطل نشناختن ولایت است/ انتظارات امام حسن(ع) از محبینش

آیت‌الله قرهی مطرح کردمرز بین حقّ و باطل نشناختن ولایت است/ انتظارات امام حسن(ع) از محبینش

دانشجویان به دنبال معرفت‌جویی باشند نه علم جویی

دانشجویان به دنبال معرفت‌جویی باشند نه علم جویی

فهم قرآن کار هر کسی نیست/ احترام و احسان به پدر و مادر با هر دینی، واجب است

فهم قرآن کار هر کسی نیست/ احترام و احسان به پدر و مادر با هر دینی، واجب است

فرار از موعظه انسان را گرفتار آتش جهنم می‌کند/ نماز بخوانید تا از خدا غافل نشوید

فرار از موعظه انسان را گرفتار آتش جهنم می‌کند/ نماز بخوانید تا از خدا غافل نشوید

وصیتنامه شهید مهدی باکری

وصیتنامه شهید مهدی باکری

تقدیر حجت الاسلام و المسلمین محمدیان از بسیج دانشجویی در پی برگزاری تجمعات ضد استکباری در دانشگاه

تقدیر حجت الاسلام و المسلمین محمدیان از بسیج دانشجویی در پی برگزاری تجمعات ضد استکباری در دانشگاه

ماجرای دیدار شهید “احمدعلی نیری” با امام زمان (عج)

ماجرای دیدار شهید “احمدعلی نیری” با امام زمان (عج)

همسویی نظرات و عملکرد والدین، اثر بخشی رفتارهای تربیتی را بیشتر می کند

همسویی نظرات و عملکرد والدین، اثر بخشی رفتارهای تربیتی را بیشتر می کند

آتش به اختیارهایی که «ابراهیم هادی» انتخابشان کرد/در مدارس تربیت را رها کرده‌ایم و تنها به آموزش پرداختیم

آتش به اختیارهایی که «ابراهیم هادی» انتخابشان کرد/در مدارس تربیت را رها کرده‌ایم و تنها به آموزش پرداختیم

تشکل ها در جذب حداکثری تلاش کنند/ برخی در دانشگاه با پسوند اسلامی از افراد ضد اسلام حمایت میکنند

تشکل ها در جذب حداکثری تلاش کنند/ برخی در دانشگاه با پسوند اسلامی از افراد ضد اسلام حمایت میکنند

برنامه خودسازی روزانه یک شهید ارتشی +دست نوشته

برنامه خودسازی روزانه یک شهید ارتشی +دست نوشته

 حرکت برای عزت و سربلندی !  18 روز تا محرم

حرکت برای عزت و سربلندی ! 18 روز تا محرم

جزییات زندگی روزمره امام خمینی(ره) به روایت عروسش + عکس

جزییات زندگی روزمره امام خمینی(ره) به روایت عروسش + عکس

دست‌نوشته ها و برنامه های روزانه شهید دهه هفتادی مدافع حرم+عکس

دست‌نوشته ها و برنامه های روزانه شهید دهه هفتادی مدافع حرم+عکس

پیام به حجاج بیت‌الله الحرام

پیام به حجاج بیت‌الله الحرام

هفته دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس

نظر پیامبر اعظم (ص) درباره علت مهربانی ایرانیان

نظر پیامبر اعظم (ص) درباره علت مهربانی ایرانیان

نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازديد كننده اين صفحه: 3762
 بازديد كننده امروز: 199
 كل بازديد كنندگان: 9599619
 زمان بارگزاري: 0.95 ثانيه

ويژه نامه ها دانلود بسته هاي عكس هاي مذهبي نشريه ديواري چشم به راه منجي(عج) پخش زنده بيانات مقام معظم رهبري

« تمامی حقوق این سـایت متعلـق به نهـاد نمایندگـی مقــام معظــم رهبــری در دانشگاه آزاد اســلامی واحــد شهــر ری می باشد »
نشاني : شهرری، اتوبان خلیج فارس، نرسیده به پل هوایی مرقد مطهر حضرت امام (ره)، مجتمع دانشگاهی یادگار امام (ره)
صندوق پستی: 144- 18155       تلفکس: 55229348 و 55229303          E-MAIL : nahadrey@gmail.com